تو را من چشم در راهم شباهنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن ، سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندهی فراهم
تو را من چشم در راهم.
شباهنگام ، در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یادآوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم
برچسب:
نویسنده: زهرا حبیبی
تاريخ: دوشنبه
3 بهمن
1401 ساعت: 21:12